مـــن و تــــو - خاطره زلزله2

خاطره زلزله2
خاطره,زلزله2,

ÌÓÊÌæÑ ÓÇíÊ

خاطره زلزله2

زلزله تهران 4/2 ریشتری 6 دی 97 

ما از موقعی که اون زلزله اولی اومده بود تو هال میخوابیدیم ساعت 00:54 بود در حال خواب بودم که یه دفعه ای زلزله اومد قشنگ تکونش حس کردم  خیلی خسته بودم خوابم میومد مامانم بیدار بود داشت با مویایلش تو تلگرام داشت با خواهرم چت میکرد یه دفعه ای بلند گفتم : مامان زلزله 
مامان گفت : تا بهت بگم بگیر بخواب  دیدم خوابی...  
اینم خاطره بی مزه ای از من 

ãæÖæÚÇÊ: خاطراتم ¡
[ 1397/07/17 ] [ 10:40 ] [ Marmarin Z ] [ ---- () ]

ÂÎÑíä ãØÇáÈ

?